معنی غفچی
6 بازدید
[ غَ ] (اِ) گودال. (جهانگیری) گودال و جای عمیق. (از برهان قاطع) (آنندراج). آبدان بود اما غفچ درست تر است و غفچ مغاک بود. (فرهنگ اسدی). آبدان. ژی. گوژی. آبگیر. (صحاح الفرس). تالاب غدیر. شمر. آبکند، این کلمه همان «غفچ» است با یای نکره و وحدت، و این اشتباه از لغت فرس (ص ۵۱۷) بوده. عنصری گوید: به هر تلی بر از کشته گروهی به هر غفچی در از فرخسته پنجاه. رجوع به جهانگیری شود. در صورتی که پیشتر (ص ۷۰) همین بیت را برای «غفچ» شاهد آورده است (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || شمشیر آبدار. (از برهان قاطع) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غفچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر