معنی غفوة
10 بازدید
[ غَ فْ وَ ] (ع، اِ) اسم مرت از غَفْوْ در حالت مصدری. یکبار به خواب شدن یا چرت زدن. (از اقرب الموارد). چرت. خواب سبک. ج، غَفَوات. (دزی ج ۲ ص ۲۱۹). || یکبار برآمدن چیزی بر آب. (از اقرب الموارد). || پشتهٔ بلند که آب برآن نرود. زُبیَة. (اقرب الموارد). رجوع به غَفْوْ شود. || مغاکی که در بلندی جهت شکار شیر کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «غفوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر