معنی غفج
5 بازدید
[ غُ ] (اِ) آبگیر. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (فرهنگ اوبهی). غفج و آبگیر و شمر یکی باشد. (فرهنگ اسدی). مغاک. (فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۷۴). گو. گودال. حفره : به هر تلی بر از خسته گروهی به هر غفجی بر از فرخسته پنجاه. عنصری (از فرهنگ اسدی). || شمشیر آبدار. (اوبهی). رجوع به غفچ شود.
کلمات همقافیه با «غفج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فج» برای سرودن شعر