معنی غفة
6 بازدید
[ غُ فْ فَ ] (ع اِ) قوت روزگذار. آنقدر از علوفه و جز آن که بدان زیست توان کرد. (منتهی الارب) (آنندراج). البلغة من العیش. کقوله: «و غفة من قوام العیش تکتفینی». (اقرب الموارد). || موش، بدان جهت که قوت روزگذار گربه است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || آنچه از گیاه و جز آن که شتر عجالة در دهان گیرد. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه شتر با دهانش به شتاب تناول کند. (از اقرب الموارد). || غفة الاناء و الضرع، بقیهٔ آنچه در ظرف یا در پستان است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر