معنی غفاء
6 بازدید
[ غُ ] (ع اِ) آب آورد. (منتهی الارب). غثاء. (تاج العروس) (قطر المحیط). || کاه گندم. (منتهی الارب). حطام البر. (اقرب الموارد). || آفتی است خرمابن را که مانند غبار بر غوره نشیند پس خرمایش رسیده نشود بگذارند. (منتهی الارب). آفة للنخل کالغبار یقع علی البسر فمایدرک. (اقرب الموارد). || آنچه نفی کنند از شتران. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر