معنی غطا
8 بازدید
[ غِ ] (ع اِ) پرده. پوشش. رجوع به غطاء شود: دلیل مایهٔ ناز و نواز گشت دلش غطای عالم ذل و نیاز گشت عطاش.سنائی. چون وحش پای بند سپهر و زمین مباش منگر وطای ازرق و مگزین غطای خاک. خاقانی. اندرو گفتار لو کشف الغطاست مدح و اوصاف علی المرتضی است.عطار. و مقصد رشاد را مفقود یابد، و غطای غفلت دل و بصیرت او را پوشیده کند. (جهانگشای جوینی). چند گویی چون غطا برداشتند که نبوده آنچه می پنداشتند.مولوی (مثنوی). که سببها نیست حاجت مرمرا آن سبب بهر حجابست و غطا. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «غطا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طا» برای سرودن شعر