معنی غضراء
6 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) خوشی زیست. یقال: اباد اللََّه غضراءهم؛ یعنی اهلک اللََّه طیب عیشهم. (منتهی الارب): غضراءِ عیش؛ فراوانی و خیر و غضارت آن. (از اقرب الموارد). || (ص) الارض الطیبة العلکة الخضرة؛ زمین پاکیزهٔ سبزرنگ نزدیک آب. || زمینی که گل نیکو دارد. (منتهی الارب). ارض فیها طین حرّ. (اقرب الموارد). زمین خوش خاک. (مهذب الاسماء). || گل خوش. (دهار). || زمینی که تا نکنند درخت خرما نرویاند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، غَضاریّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غضراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر