معنی غشواء
7 بازدید
[ غَ شْ ] (ع ص) مؤنث اغشی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بز که سپیدی روی وی را بپوشد. (منتهی الارب) (آنندراج). آن گوسفند که روی او سفید بود. (مهذب الاسماء). || اسب مادهٔ سپیدسر. (منتهی الارب) (آنندراج). غشواء. از خیل و جز آن، آن است که سفیدی روی او را بپوشد یا اینکه فقط سرش سفید باشد و آن مؤنث اغشی است. (اقرب الموارد). || اسپی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غشواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر