معنی غشو
6 بازدید
[ غَ شْ وْ ] (ع مص) آمدن نزدیک کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آمدن. (دزی ج ۲ ص ۲۱۳). || (اِ) کُنار. (منتهی الارب). میوهٔ سدر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر