معنی غسق

معنی واژه غسق

6 بازدید
[ غَ ] (ع مص) باران ریزه باریدن. (منتهی الارب) (آنندراج). غَسَقان. (منتهی الارب). || غسق لبن؛ ریزان گردیدن شیر از پستان. نیک تاریک شدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج). سخت تاریک شدن شب. (اقرب الموارد). غَسَق. غَسَقان. (منتهی الارب). || غسق جراحت؛ دویدن زرداب از آن. (تاج المصادر بیهقی). غسق الجرح غسقاً و غسقاناً؛ سال منه شی ء اصفر. (اقرب الموارد). || غسق عین؛ دویدن آب از چشم و تاریک شدن آن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). غسقت العین غسقاً؛ دمعت و أظلمت. (المنجد).
[ غَ سَ ] (ع مص) نیک تاریک شدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج). سخت تاریک شدن. (اقرب الموارد). تاریک شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). تاریک شدن شب. (مصادر زوزنی). || (اِ) تاریکی اول شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات). اول تاریکی شب. (مهذب الاسماء). ظلمة اول اللیل او دخول اوله حین یختلط الظلام. (اقرب الموارد). تاریکی پس از مغرب. تاریکی که در وقت غروب پدید آید: از رواح تا صباح و از فلق تا غسق بر سر کوی دوست معتکف و مجاور بودی. (سندبادنامه ص ۱۸۸). نور غالب ایمن از کسف و غسق در میان اصبعین نور حق.مولوی (مثنوی). آنچنانش انس و مستی داد حق که نه زندان یادش آمد نه غسق. مولوی (مثنوی). || تاریکی شب. (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی). || چیزی است از ریخته های طعام مثل زؤان و مانند آن. شی ء من قماش الطعام کالزؤان و نحوه. (اقرب الموارد) (تاج العروس) (قطر المحیط).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید