معنی غساق

معنی غساق

8 بازدید
[ غَ / غَ سْ سا ] (ع اِ) سرد و گنده هرچه باشد. (منتهی الارب). و منه قوله تعالی : {/B«لاََ یَذُوقُونَ فِیهََا بَرْداً وَ لاََ شَرََاباً `إِلاََّ حَمِیماً وَ غَسََّاقاً». ۱-۱۱۷۸:۲۴-۲۵/}(قرآن ۷۸/۲۴و ۲۵). چیز سرد و گنده چون زرداب و ریم جراحت و جز آن. (غیاث اللغات) (آنندراج). البارد. و المنتن. (اقرب الموارد). || خون و ریم دوزخیان. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || آنچه از تن دوزخیان برود، چون زرداب و جز آن. (مهذب الاسماء). ما یقطر من جلود اهل النار و صدیدهم من قیح و نحوه. (اقرب الموارد). شراب دوزخیان. جوالیقی گوید: کلمهٔ غساق که در قرآن آمده به قول بعضی ترکی است. و بعضی آن را صیغهٔ مبالغه از غسق دانسته اند (غسقت العین؛ اظلمت و دمعت. و غسق الجرح؛ سال منه ماء اصفر. و غسق الماء؛ انصب -انتهی). ولی ظاهراً این کلمه معرب غساک یا غشاک فارسی است. رجوع به غساک و غشاک و المعرب جوالیقی ص ۲۳۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «غساق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید