معنی غزغند
6 بازدید
[ غَ غَ ] (ترکی، اِ) دیگ طعام پزی. (برهان قاطع) (آنندراج). غزغن. غزغان. (برهان قاطع). || پوستی غیرکیمخت و ساغری که از آن کفش و پای افزار سازند. (برهان قاطع) (آنندراج). غزغن. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «غزغند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر