معنی غزان
9 بازدید
[ غُ ] (اِخ) جِ غز، به فارسی. رجوع به غز و فهرست تاریخ گزیده شود: آن غزان ترک خونریز آمدند بهر یغما در یکی دره شدند.(مثنوی).[ ] (اِخ) پسر طایجو بهادر. از امرائی بود که «ارسلان اوغول» را بزرگ خود ساخته بر ضد پادشاه اسلام [ غازان خان ] برخاسته بودند. وی پس از قتل ارسلان اوغول (۶۹۵ هـ . ق.) کشته شد. رجوع به تاریخ غازانی صص ۹۹ -۱۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «غزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر