معنی غزالیزاده
5 بازدید
[ غَ زْ زا دَ ] (اِخ) عبدالرحمن. او راست: تعلیقه بر کتاب «اصطلاح الوقایة فی الفروع» و تعلیقه بر حاشیهٔ سیدشریف بر «تجرید الکلام». (کشف الظنون چ ۲ استانبول ۱۹۴۱م ص ۱۰۹ و ۳۴۷).[ غَ زْ زا دَ ] (اِخ) متوفی به سال ۹۷۷ هـ . ق.) مولانا عبداللََّه افندی. از دانشمندان عثمانی و از نسل حجةالاسلام امام غزالی است. او از عبداللََّه افندی محشی تفسیر بیضاوی و پس از آن طاشکپری زاده مصلح الدین افندی اخذ علوم کرد. مدتی به شغل تدریس و قضاء اشتغال داشت و بعد به بازرسی اوقاف مصر منصوب گردید و به سبب کاردانی و لیاقتی که از خود ظاهر ساخت به دستور صدر اعظم رستم پاشا مورد اکرام و انعام قرار گرفت. او شرحی بر اسماء حسنی نوشته است. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «غزالیزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر