معنی غزارت

معنی غزارت

6 بازدید
[ غَ رَ ] (ع مص) بسیار شدن. بسیاری. وفور. غزارة. رجوع به غزارة شود: فایدهٔ... غزارت عقل آن است که چون از دوستان دشمنی پیدا آید... در حال اطراف کار خود فراهم گیرد. (کلیله و دمنه).پیام آن است کای شایسته فرزند که بادا بحر علمت را غزارت. سیدحسن غزنوی. در کمال علم و غزارت فضل از اقران و اکفای روزگار قصب السبق ربوده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲ هـ . ق. ص ۴۳۰). به اتفاق خود را در آب انداختند تا مگر کثرت آب و غزارت موج، واقی و حامی ایشان شود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۱۱). پروچال آن جایگاه مستعد کار نشسته، و به غزارت آب مستظهر شده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۲۵). و هرگه که خبر غزارت آب گاوخوانی و ایام مد آن به حد کرمان صورت انتشار یابد، تمامت اهالی آن حدود رخت طرب به دوش نشاط به بساط شادکامی کشند. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). || بسیار شدن شیر. || بسیار شدن باران. - باغزارت؛ صفت مرکب از: با +غزارت. به معنی غزیر. بسیار. ُپر و مجازا متبحر و بسیاردان : زهی اندر قبول علم و حکمت شده چون مرد یکفن باغزارت. سیدحسن غزنوی.

کلمات هم‌قافیه با «غزارت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید