معنی غزارة
7 بازدید
[ غَ رَ ] (ع مص) بسیاری از هر چیزی. (منتهی الارب). بسیار شدن. (دهار). بسیار شدن آب و جز آن. (اقرب الموارد). به تمام معانی غَزر و غُزر. (منتهی الارب). بسیاری و بسیار شدن. (برهان قاطع). || بسیارشیر گردیدن ناقه: غزرت الناقة؛ کثر درها. (اقرب الموارد). بسیارشیر گردیدن. (آنندراج). بسیار شدن شیر. (مصادر زوزنی): غزارت چارپا از گیاه؛ فراوانی شیر آن. (از اقرب الموارد). || بسیار شدن علم و باران. (مصادر زوزنی). || غزارت عین؛ بسیار اشک شدن چشم. (ناظم الاطباء). رجوع به غزارت شود.
کلمات همقافیه با «غزارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر