معنی غزاة
8 بازدید
[ غُ ] (ع ص، اِ) جِ غازی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). پیکار و کارزارکنندگان با دشمن دین. جنگجویان. رجوع به غازی شود: غزاة جنود و کماة اسود خویش را پیش خواند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲ هـ . ق. ص ۳۴۸).[ غَ ] (ع اِمص) کشش و جنگ با دشمن دین. (منتهی الارب). اسم مصدر غَزْوْ. ج، غَزَوات. عزیمت به جنگ دشمنان و غارت کردن دیار آنان. (از اقرب الموارد). رجوع به غزو و غزا شود: با ایشان [ اعراب ] صلح کرد [ قباد ] و نان پاره ای داد ایشان را و عزم غزاة روم کرد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۸۵). از ابتدای اسلام تا به اکنون یک دیه نستدند و یک غزاة نکردند. (کتاب النقض ص ۴۷۵). علی رضوان اللََّه علیه از حرب جمل و صفین و نهروان با هیچ غزاتی نپرداخت. (کتاب النقض ص ۴۷۵).
کلمات همقافیه با «غزاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر