معنی غز
7 بازدید
[ غُ ] (اِ) در تداول مردم رامیان گردکان. تلفظی از گوز که معرب آن جوز است.[ غُ ] (اِخ) نام محلی است. (فهرست ولف). ظاهراً مسکن طوایف غز است. رجوع به غز شود: الا نان و غز گشت پرداخته شد آن پادشاهی همه ساخته. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۵ ص ۱۱۹۳).
کلمات همقافیه با «غز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر