معنی غریژنگ
7 بازدید
[ غَ ژَ ] (اِ) گل و لای سیاه که بن حوضها و ته تالابها و جویها می باشد. (برهان قاطع). لجن و گل و لای ته حوض. غریفج. غریفژ. (انجمن آرا). غریرن . غریزن. غریژن. غلیزن. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «غریژنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر