معنی غریژن
6 بازدید
[ غَ ژَ ] (اِ) خلاب و گل سیاه. (از برهان قاطع ذیل غریزن). لجن و گل و لای ته حوض را گویند. غریفج. غریفژ. (انجمن آرا). غریرن . غریزن. غریژنگ. غلیزن. (برهان قاطع). لوش.
کلمات همقافیه با «غریژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر