معنی غریفج
6 بازدید
[ غَ فَ ] (اِ) خلاب و گل و لای سیاه و تیره که پای از آن به دشواری برآید. (برهان قاطع) (آنندراج). گل و لای. (جهانگیری). غریفژ. غریژنگ. غریزن. (برهان قاطع). || لخشک و آن کوه پارهٔ نرمی باشد که کودکان و جوانان بر آن لغزند و یکدیگر را از بالا گرفته به زیر کشند و آن را به عربی زحلوفه خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غریفج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فج» برای سرودن شعر