معنی غریفة
7 بازدید
[ غَ فَ ] (ع اِ) درختان بسیار درهم پیچیده از هر جنسی. || نعل. یا نعل کهنه. (منتهی الارب) (آنندراج). کفش. (ناظم الاطباء). || دوال پاره که از قبضهٔ شمشیر آویزان باشد به قدر یک وجب مزین به زر و گوهر. (منتهی الارب) (آنندراج). پوستی است از چرم به اندازهٔ یک شبر که از غلاف شمشیر آویخته و جنبان است و سوراخ کرده و آراسته به زیور می باشد. (از شرح قاموس). جلدة من اَدم نحو شبر فارغة مرتبة فی اسفل قراب السیف تذبذب و تکون مفرضة مزینة. (تاج العروس) (اقرب الموارد).[ غُ رَ فَ ] (ع اِ مصغر) مصغر غُرفَة است. (از معجم البلدان). رجوع به غرفه شود.[ غَ فَ ] (اِخ) قریه ای است در لبنان واقع در «الشوف». (از اعلام المنجد).[ غُ رَ فَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). جائی است. عدی بن رقاع گوید: یا من رأی برقاً ارقت لضوئه امسی تلالا فی حوارکه العلی لما تلجلج بالبیاض عماؤه حول الغریفة کاد یثوی او ثوی. (از معجم البلدان).[ غِ رْ یَ فَ ] (اِخ) آبی است نزدیک غریف، در وادیی به نام تسریر. ابوزیاد گوید: تسریر وادیی است و در آن آبی به نام غریفة و کوهی به نام غریف است. || عمود... زمینی است در حمی متعلق به غنی بن اعصر. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غریفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر