معنی غریب نمودن
6 بازدید
[ غَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) عجیب جلوه کردن. شگفت به نظر آمدن. غریب آمدن : مینماید عکس می در رنگ روی مهوشت همچو برگ ارغوان بر صفحهٔ نسرین غریب. حافظ. رجوع به غریب آمدن شود.
کلمات همقافیه با «غریب نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر