معنی غریبآباد
8 بازدید
[ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان که در ۲۴هزارگزی جنوب باختری علی آباد واقع است. کوهستانی و سردسیر است و سکنهٔ آن ۵۰ تن و شیعهٔ فارسی زبانند، آب آن از چشمه سار تأمین می شود و محصول آنجا غلات و حبوبات می باشد و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی زنان کرباس و شال بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). رجوع به ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص ۱۷۱ شود.[ غَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان لادیز بخش میرجاوهٔ شهرستان زاهدان، که در ۲۴هزارگزی جنوب باختری میرجاوه و ۶هزارگزی باختر راه فرعی میرجاوه به خاش قرار دارد. سکنهٔ آن ۴۹ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «غریبآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر