معنی غروف
5 بازدید
[ غَ ] (ع ص) چاه که دست به آبش رسد. (منتهی الارب) (آنندراج). آن چاه که از آن به دست آب توان خوردن. (مهذب الاسماء). البئر التی یغترف ماؤها بالید. (اقرب الموارد). || غرب غروف؛ دلو بزرگ یا دلو بسیارآب بردار. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) کوزه ای که شکل ظرف اتروسک را دارد، و آن را غَرّاف نیز آورده اند. (دزی ج ۲ ص ۲۰۷).
کلمات همقافیه با «غروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر