معنی غرمیدن
7 بازدید
[ غَ دَ ] (مص) خشمناک شدن. (آنندراج). خشمناک و کینه ور شدن. ظاهراً مصحف غژمیدن است. (حواشی برهان قاطع چ معین). || ستیزه نمودن. || دشنام دادن. || غریدن و لندیدن. || جنبانیدن بچه در گهواره. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «غرمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر