معنی غرمانوش
7 بازدید
[ غَ ] (اِ) ترخون، و آن سبزی باشد معروف که خورند. (برهان قاطع) (آنندراج). ترخون و آن تره ای است، و به جای میم، باء موحده نیز گفته اند. (فرهنگ رشیدی). || بیخ حشیشی است کوهی که آن را عاقرقرحا خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج) (جهانگیری). رجوع به عاقرقرحا شود.
کلمات همقافیه با «غرمانوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر