معنی غرماسنگ
7 بازدید
[ غَ / غَ رَ سَ ] (اِ) نان تنک به روغن جوشانیده. (برهان قاطع). نان تنک که به روغن بریان کرده باشند. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج): گر من به مثل سنگم با تو غرماسنگم ور زآنکه تو چون آبی، بر خسته دلم ناری. ابوشکور (از رشیدی). لیکن از این بیت به فتح (را) ظاهر می شود اگر سکته نخوانیم. (فرهنگ رشیدی). غریاسنگ. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «غرماسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر