معنی غرقدة

معنی غرقدة

7 بازدید
[ غَ قَ دَ ] (ع اِ) یکی غرقد. (منتهی الارب). رجوع به غرقد شود.
[ غَ قَ دَ ] (اِخ) آبی است در زمین نجد بالای ثلبوت، متعلق به گروهی از بنی نمیربن صعصعة و گروهی از بنی هوازن از قیس عیلان. نصر گوید: متعلق به گروهی از بنی عمیربن نصربن قعین است، و در زیر آب الخربة متعلق به بنی الکذاب از قبیلهٔ غنم بن دودان قرار دارد. (از معجم البلدان).
[ غَ قَ دَ ] (اِخ) وی صحبت پیغمبر را دریافته است. طبری در تاریخ خود گوید: هنگامی که مسلمانان همگی از دجله گذشتند مردی از «بارق» به نام غرقده از پشت اسب خود به آب افتاد. قعقاع بن عمرو عنان اسب خود را به سوی او متوجه کرد و از دستش گرفت تا از دجله گذشت. (الاصابة ج ۵ ص ۱۹۷).
[ غَ قَ دَ ] (اِخ) پدر شبیب، صاحب الاصابة گوید: وی را از صحابه دانسته اند، ولی صحیح نیست و این اشتباه از سلسلهٔ اسناد روایتی که در آن نام غرقده بوده روی داده است. رجوع به الاصابة ج ۵ صص ۱۹۷ - ۱۹۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «غرقدة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید