معنی غرجستانی
10 بازدید
[ غَ جِ ] (اِخ) شیخ عبداللََّه جامی در نفحات الانس آرد: وی از اصحاب شیخ رکن الدین علاءالدولة است و از یکی از دیه های غرجستان است. خرد بوده است که پدر وی فوت شده و مادر وی شخص دیگر را شوهر کرد. روزی از وی امری واقع شده بود و از آن شخص متوهم گشته و گریزان شد، و از دیه بیرون آمد. در آن نواحی درختی بود بزرگ، و در پای آن درخت چشمهٔ آبی، بر آن درخت برآمده و در میان شاخ و برگ آن پنهان شد. اتفاقاً جماعتی از درویشان موله که آنجا نزول کرده بودند، در چشمهٔ آب عکس وی را دیده وی را از درخت فرودآوردند و همراه خود بردند، چون نظر شیخ بر وی افتاد به نور فراست کمال قابلیت وی را در این طریق دریافت، بعد از آنکه درویشان سفر کردند کسان فرستاده و وی را بازگردانید، درویشان اضطراب بسیار کردند و به حاکم و سلطان وقت رجوع نمودند. چون حقانیت حضرت شیخ بر همه ظاهر بود هیچ سود نداشت، پس حضرت شیخ به تربیت او مشغول شد و به حسن التفات شیخ به مقامات عالیه رسید و آنقدر التفات و اهتمام که شیخ را نسبت به وی بوده است معلوم نیست نسبت به کسی دیگر بوده باشد، چنانکه از رباعیاتی که در مخاطبهٔ وی گفته اند معلوم می شود، و چون به مرتبهٔ تکمیل و ارشاد طالبان رسید حوالهٔ وی ولایت طوس شد. به آنجا آمده و به ارشاد طالبان مشغول گشت. پادشاه وقت از وی استدعا نمود که با وی در بعضی محاربات که با اعداء داشته همراه باشد، وی همراه شده و در آن محاربه مرتبهٔ شهادت یافت و جسد مبارک وی را به طوس نقل کردند و قبر وی آنجاست. (از نفحات الانس چ ۱۳۳۶ هـ . ق. ص ۴۴۸).
کلمات همقافیه با «غرجستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر