معنی غرج‌الشار

معنی غرج‌الشار

7 بازدید
[ غَ جُشْ شا ] (اِخ) غرجستان. اصطخری در باب غور گوید: «اما غور دار کفر است و سبب اینکه آن را ذکر کردیم آن است که مسلمانانی در آنجا هستند و آنجا عبارت از کوههای آبادی است که دارای چشمه ها و باغها و رودخانه هاست و در اطراف غور عمل هرات قرار گرفته از آنجا به سوی فره و از فره به بلدی داور و از بلدی داور به رباط کروان و از رباط کروان به غرج الشار و از آنجا به هرات. (تاریخ سیستان ص ۳۵۹ حاشیهٔ ۱). مقدسی در کتاب احسن التقاسیم غرج شار را یکی از شهرهای خراسان شمارد و گوید: این است اصول زبانهای خراسان، و سایر شهرهای خراسان تابع اینها و مشتق از اینهاست و بدین زبانها بازمی گردد چنانکه طوس و نسا قریب به نیشابوری... و زبان غرج شار بین هروی و مروی... است. (احسن التقاسیم از سبک شناسی ج ۱ ص ۲۴۵). یاقوت در کلمهٔ غرشستان به نقل از بشاری گوید: غرشستان همان غرج الشار است و غرج عبارت از کوهها، و شار عبارت از ملک است. و تفسیر آن جبال الملک می باشد. غرچه. غراچه. غرش. رجوع به غرجستان شود.

کلمات هم‌قافیه با «غرج‌الشار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید