معنی غرت
6 بازدید
[ غُ ] (اِ) جرعهٔ آب یا هر آشامیدنی. یکبار به گلو فروبردن آب یا مایعی دیگر. آن مقدار از آب و مانند آن که به یک دم نوشند. در تداول عامه: یک غرت آب بیشتر نمیخورم. || (ص) شخصی خودپسند خودآرای، مبالغه کننده در بیان چیزهای راجع به خود. (فرهنگ نظام). - غرت و غراب؛ متکبر و مغرور. (از فرهنگ نظام). رجوع به غراب شود. - امثال: دو غرت و نیم باقی است . رجوع به دو غرت و نیم شود.[ غَ رْ رَ ] (ع اِ) غرة. رجوع به غرة شود.[ غُ رْ رَ ] (ع اِ، مص) غرة. رجوع به غرة شود.[ غِ رْ رَ ] (ع ص، مص) غرة. رجوع به غرة شود.
کلمات همقافیه با «غرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر