معنی غراچه
5 بازدید
[ غَ چَ / چِ ] (ص) حیز و مخنث و نامرد. (برهان قاطع) (آنندراج). غر. غرچه. (برهان قاطع). در ترکی آذری قره چی گویند. || مردم دیوث و زن بحریف بر. (برهان قاطع) (آنندراج). غلتبان. غر. غرچه. (برهان قاطع). قره چی در ترکی آذری. || مردم به چشم خودبین. || احمق و ابله و نادان. (برهان قاطع) (آنندراج). غرچه. (برهان قاطع). رجوع به غر و غرچه شود.[ غَ چَ ] (اِخ) نام ولایتی. ولایت غرجستان. غرچه. (برهان قاطع). رجوع به غرچه و غرجستان شود.
کلمات همقافیه با «غراچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر