معنی غرانیده
5 بازدید
[ غَ دَ ] (ن مف) خراشیده. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || قهرآلود و خشمناک. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). به هر دو معنی مصحف غراشیده است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به غراشیده شود.
کلمات همقافیه با «غرانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر