معنی غرامت کشیدن
5 بازدید
[ غَ مَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) به عهده گرفتن غرامت. تاوان کشیدن : کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی کآنچه بود گناه او من بکشم غرامتش. سعدی (طیبات). چندانکه ملامت دیدی و غرامت کشیدی ترک تصابی نکردی. (گلستان سعدی). آنکه ز بیگنه کشی نیست دمی ندامتش بیگنهی که او کشد من بکشم غرامتش. کمال خجندی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «غرامت کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر