معنی غرامت کردن
6 بازدید
[ غَ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) تاوان گرفتن. غرامت گرفتن : خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «غرامت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر