معنی غرادة
6 بازدید
[ غَ دَ ] (ع اِ) صنفی از سماروغ. (منتهی الارب). نوعی قارچ. شمالو. (از فرهنگ نظام ذیل شمالو). ضرب من الکمأة. غراد. غَرد. غَردة. غِرد. غِردة. غَرَد. ج، غِرَدَة، غِراد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غرادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر