معنی غذوانة
7 بازدید
[ غَ ذَ نَ ] (ع ص) مؤنث غذوان. (منتهی الارب). قال الفراء: امرأة غذوانة؛ فاحشة. (تاج العروس). مراد از فاحشه در اینجا بدزبان است. زن زبان دراز و نافرمان و سلیطه. (ناظم الاطباء). رجوع به غذوان شود.
کلمات همقافیه با «غذوانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر