معنی غذا ساختن
6 بازدید
[ غِ / غَ تَ ] (مص مرکب) آماده کردن غذا. تهیهٔ طعام : شد ز اقبال و ز فرت در لطافت آنچنانک زهر قاتل گر غذا سازی نیابی زو ضرر. سنائی.
کلمات همقافیه با «غذا ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر