معنی غدر

معنی غدر

7 بازدید
[ غَ ] (اِ) جیبهٔ جامه. (برهان) (جهانگیری). جبه و جامهٔ رزم است که در هند متعارف بوده و آن را غدرک نیز گفته اند. (آنندراج) (انجمن آرا). گدر. گدرک. (برهان ذیل همین کلمات). || سلاح جنگ. (برهان). رجوع به غدرک شود.
[ غَ ] (ع مص) بیوفائی. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات). بیوفائی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). نقض عهد و خیانت، و گویند غدر برای معنی اخلال در چیزی و ترک آن وضع شده و معنی نقض عهد از آن مأخوذ است. (از اقرب الموارد). ضد وفا یا ترک وفا. غدران. (اقرب الموارد). دخل. (تفسیر ابوالفتوح رازی ذیل آیهٔ ۹۸ سورهٔ نحل). پیمان شکنی. زنهارخواری. زینهارخواری. به سر نبردن پیمان و دوستی. || غدر زن کودک خود را؛ تغذیهٔ وی به طرز بد، مانند دغر. (از اقرب الموارد). || (اِمص) در نثر و نظم فارسی به معانی مکر و حیله و فریب و خیانت آمده :
[ غَ ] (اِخ) دهی است به انبار. (منتهی الارب). از قرای انبار است. (معجم البلدان). شهری است به انبار و به گفتهٔ مالینی احمدبن محمدبن الحسین الغدری بدان نسبت داده شده است. (از تاج العروس). || محله ای است به مصر. (تاج العروس).
[ غُ دُ ] (ع اِ) جِ غدیر. (اقرب الموارد). || جِ غَدور. (اقرب الموارد). حیله گران و غدّاران. (ناظم الاطباء).
[ غُ دَ ] (اِخ) بر وزن زفر، از دهستانهای یمن و در آنجاست «ناعط» که دژ عجیبی از بناهای قدیم است. غدر را به تصحیف عُذَر نیز گویند. (معجم البلدان).
[ غَ دَ ] (ع اِ) ج، اغدار. واحد آن غدرة. (از اقرب الموارد). جای درشت سنگریزه ناک. (منتهی الارب) (آنندراج). زمین درشت پر از سنگ، چنانکه ستور در آن نفود نتواند کرد، و گفته اند زمین نرم ناهموار است که در آن پناهگاه درندگان و جاهای فروریخته و شکافها باشد. (از اقرب الموارد). زمین سوراخهای گذاره دیرینه دار که ستور در آن نتوانست رفت. (منتهی الارب) (آنندراج). || هرآنچه ترا پنهان کند و دیدگان را سد کند. (از اقرب الموارد). || سنگ بزرگ. (منتهی الارب). سنگها با درختان. (اقرب الموارد). || رجل ثبت الغدر، مرد ثابت و برپای در کارزار، و در جمیع امور که پیش گیرد و درآید در آن، و یقال: ما اثبت غدره؛ ای اثبته فی الغدر، و یقال: ذلک للفرس و للرجل اذا کان لسانه یثبت فی موضع الزلل و الخصومة. (منتهی الارب). || آنچه سپس گذارند آن را. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه فروگذاشته شود از چیزی. (اقرب الموارد). غدرة. (منتهی الارب). غدارة. || فی النهر غدر؛ هو ان ینضب الماء و یبقی الوحل. (اقرب الموارد). || (مص) آب باران خوردن: غدر غدراً. || تاریک گردیدن شب: غدر اللیل. (منتهی الارب) (آنندراج). تاریک شدن شب. (تاج المصادر بیهقی). || سپس ماندن ناقه از گله: غدرت الناقة؛ غدرت الشاة عن الغنم کذلک. (منتهی الارب) (آنندراج). پا پس ماندن شتر و گوسفند از گله. (تاج المصادر بیهقی). || بازماندن کسی پس از مرگ دیگران: غدر فلان بعد اخوته؛ ماتوا و بقی هو. (از اقرب الموارد). || عقب ماندن: غدر عن اصحابه؛ تخلف. (از اقرب الموارد). || سنگریزه ناک گردیدن زمین: غدرت الارض. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || سیر شدن گوسفندان در چراگاه به اول گیاه: غدرت الغنم فی المرتع. (منتهی الارب) (آنندراج). غدرت الغنم؛ شبعت فی المرتع فی اوّل نبته. (اقرب الموارد).
[ غُ دَ ] (ع ص) مرد بیوفا، و اکثر ما یستعمل هذا بالنداء فی الشتم، یقال: یا غدر (ممنوعة) الست اسعی فی قدرتک، و یقال فی الجمع یا آل غدر. (منتهی الارب). غادر. (اقرب الموارد). || (اِ) پارگین. (منتهی الارب). || آب که توجبه سپس گذارد. (منتهی الارب). قطعه ای از آب که سیل آن را باقی گذاشته باشد، مثل غدیر. (شرح قاموس). صاحب تاج العروس گوید: «غدر را به معنی غدیر در امّهات کتب لغت ندیدم و عبارت قاموس نارساست و آنچه از تکمله و لسان العرب بر می آید غدر جمع غدرة است» - انتهی، و اشتباهی که صاحب منتهی الارب و شرح قاموس بدان دچار شده اند ناشی از همین جاست.

کلمات هم‌قافیه با «غدر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «در» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید