معنی غددة
7 بازدید
[ غُ دَ دَ ] (ع اِ) گره گوشت. گره اندام پیه ناک. (منتهی الارب). هر گرهی در جسد که پیه آن را فراگیرد. (از اقرب الموارد). || هر گوشتپارهٔ درشت میان پی. هر خون بسته میان گوشت و پوست. (منتهی الارب). || پاره گوشتی صلب که میان پوست و گوشت به علت بیماری ایجاد شود و با تحریک به حرکت می آید. (از اقرب الموارد). غده. || طاعون شتر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غددة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر