معنی غتوده
6 بازدید
[ غَ دَ ] (اِخ) غلام ابرهه که از سرداران جیش حبش بوده ابرهه حیله اندیشید و یکی از غلامان خود را غتوده نام در کمینگاهی نشاند. (حبیب السیر چ ۱ تهران جزو ۲ از ج ۱ ص ۹۷). در چاپ خیام (ج ۱ ص ۲۷۶) غنوده نوشته شده و در چ ۱ تهران نیز نسخه بدل غنوده است.
کلمات همقافیه با «غتوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر