معنی غتمة
6 بازدید
[ غُ مَ ] (ع اِمص) عجمیت. (منتهی الارب) (آنندراج). سخن پیدا نتوان گفتن. فصاحت نداشتن. (ناظم الاطباء). عجمت در سخن: تقول فی منطقه غتمة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غتمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر