معنی غبارالرحی
6 بازدید
[ غُ رُرْ رَ حا ] (ع اِ مرکب)گرد آسیا و آن را در قدیم در بعض مرهمها و ضمادها بکار می بردند. گرد سنگ آسیا. در داروهای چشم به کار است. صاحب اختیارات بدیعی آرد: به پارسی گرد آسیاب خوانند مخفف بود و چون به پیشانی طلا کنند موضع فضلات که به چشم رود بکند -انتهی. و صاحب تحفه آرد: به فارسی گرد آسیا نامند سعوط او جهت قطع رعاف و ضمادش جهت منع ریختن مواد به چشم و تقویت اعصاب نافع است -انتهی. و دیگری آرد: چون به آب گشنیز تر بر پیشانی طلا کنند رعاف را دفع کند و فضلات را نگذارد که از دماغ بچشم ریزد. و رجوع به غبار آسیا شود.
کلمات همقافیه با «غبارالرحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر