معنی غایم
5 بازدید
[ یِ ] (ص، ق) (در تداول عامه) قایم. محکم. سخت: غایم او را زد. غایم صدا کن. || نهان. غایب (در لهجهٔ بعضی نقاط خراسان). - غایم باشک؛ نوعی بازی کودکان. (این بازی را در تداول عامه، غایم موشک هم می گویند).
کلمات همقافیه با «غایم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر