معنی غایلة
6 بازدید
[ یِ لَ ] (ع اِ) لغتی در غائلة. دشواری. سختی. بدی. گزند. فساد. الشر و المهلکة. (قطر المحیط). ج، غوائل : امیر یوسف مردی بود سخت بی غایله. (تاریخ بیهقی). بصلاح ملک او نزدیکتر باشد و از معرت فساد و غایلت عناد دورتر ماند. (جهانگشای جوینی). شائبهٔ تکلف و سخنوری و غایلهٔ تصلف و مدح گستری. (حبیب السیر). || الداهیة. || و من العبد اباقه و فجوره. (قطر المحیط). || آنچه از حوض دریده باشد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غایلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر