معنی غاک کرمه
7 بازدید
[ کِ مَ / مِ ] (اِ مرکب) در چهارمقاله چ قزوینی این عبارت آمده است: «اما هیچ ناقص تر از خراطین نیست و او کرمی است سرخ که اندر گل جوی بود و او را گل خواره خوانند و به ماوراءالنهر غاک کرمه خوانند...». در اصل نسخ مأخذ مرحوم قزوینی این ترکیب به صور ذیل آمده است: نسخهٔ ا: زعاک کرمه؛ نسخهٔ ب: رعاک کرمه؛ نسخهٔ ط: زعاک کربه و مرحوم قزوینی آن را «غاک کرمه» تصحیح کرده و در تعلیقات چهارمقاله نوشته اند: «غاک کرمه، غاک گویا لغتی باشد در خاک، و ابدال خاء به غین و عکس آن در زبان فارسی متداول است چون: مرغ و چرخ، و ستیغ و ستیخ و نحوها. بنابراین غاک کرمه یعنی کرم خاک». مرحوم بهار نیز در سبک شناسی ج ۲ ص ۳۰۵ همین مطلب را آورده و افزوده اند: «در خراسان آن را «کخ لوجویی» یعنی کرم لب جویی خوانند». با دقت در اصل ضبط نسخه های خطی ترکیب مذکور صحیح نمی نماید، بلکه ظاهراً اصل «زغار کرمه» است. در لغت فرس چ اقبال ص ۱۵۱ آمده: «زغار، زمین نمناک و زنگ برآورده بود» و رجوع به برهان قاطع شود. و هم در برهان قاطع آمده: «زغار کرم، کرمی است که خراطین و امعاء الارض گویند، و آن کرم سرخی است که در میان گل نرم متکون میشود با پیه مرغان درد گوش را نافع است». رجوع به چهارمقاله چ معین چ ۲ ص ۱۴ (متن و حاشیه) و چ دانشگاه ایضاً ص ۱۴ (متن و حاشیه) و ص ۲۹ و ۳۰ مقدمهٔ کتاب اخیر و رجوع به زغار کرم و زغار کرمه شود.
کلمات همقافیه با «غاک کرمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر