معنی غامدی
8 بازدید
[ مِ ] (ص نسبی) نسبت به غامد است که بطنی از ازد بوده اند. (از انساب سمعانی).[ مِ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن عماربن سوادة مخرمی غامدی مکنی به ابوجعفر. از مردم بغداد نزیل موصل بوده و از اهل فضل و دانش بشمار میرفته است. حدیث را نیک حفظ میکرده و در این باره محفوظات بسیاری داشته است. وی از عیسی بن یونس و سفیان بن عیینه و دیگر محدثان معاصر آنان روایت کرده است. غامدی به بارزگانی اشتغال داشته و بارها به بغداد سفر کرده و در آن شهر با حفاظ بمعاشرت میپرداخته و با آنان در این دانش بحث و روایت میکرده است. و گروهی از محدثان مانند: علی بن حرب موصلی و یعقوب بن سفیان نسوی و علی بن عبدالعزیز بغوی و جعفر فریانی و محمدبن محمد باغندی از وی روایت دارند. و حسین بن ادریس قروی از وی کتابی در بارهٔ علل حدیث و معرفت شیوخ روایت کرده است. و غامدی خود حکایت کرده که از معافابن عمران درخواست کردم که در اینجا (موصل) چند درهم بتو میدهم و آنها را در بغداد از تو باز میگیرم تا در آنجا بخرید مشغول شوم و اشیائی برای داد و ستد فراهم آورم و آنها را در موصل بفروشم. وی گفت: مگر مسئله را ترک گفته ای؟ من پاسخ او را نفهمیدم و بار دیگر درخواست خویش تکرار کردم. معافا گفت: رفتن تو به بغداد و ورود بدان شهر از این درخواستی که میکنی بر من گران تر و سخت تر است. و ابوزکریا یزیدبن محمدبن ایاس ازدی در کتاب طبقات العلماء آورده است که: محمدبن عبداللََّه بن عمار غامدی ازدی از عالمان موصل بود و در حدیث مردی فهیم بشمار میرفته و حدیث را تعلیل میکرده و بمنظور گردآوری آن به سیر و سیاحت در بلاد میپرداخته است. وی از هیثم و سفیان بن عیینه و عبداللََّه بن ادریس و محمدبن فضیل و عیسی بن یونس و ابواسامه و یحیی بن سعید قطان وکیع بن جراح و عبدالرحمن بن مهدی و ابومعویه سماع کرده است. ولادت وی بسال ۱۶۲ و وفاتش در سال ۲۴۱ هـ . ق. بوده است. و ابوعبدالرحمن نسائی گفته است: محمدبن عبداللََّه بن عمار موصلی مردی ثقه و صاحب حدیث است. (از انساب سمعانی برگ ۴۰۵ ب و برگ ۴۰۶ الف).
کلمات همقافیه با «غامدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر