معنی غالیهجعد
6 بازدید
[ یَ / یِ جَ ] (ص مرکب) آنکه زلف مشکین دارد: و در موضع سقاة هر خوش پسری... غالیه جعدی... کمر بر میان بسته. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «غالیهجعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر