معنی غالیهبوی
5 بازدید
[ یَ / یِ ] (ص مرکب) آنچه بوی غالیه دهد. غالیه بو: من و آن جعدموی غالیه بوی من و آن ماهروی حورنژاد.رودکی. تا پدید آیدت امسال خط غالیه بوی غالیه تیره شد و زاهری و عنبر خوار. عماره. کاین ز تبش آبله رویت کند وآن ز نفس غالیه بویت کند.نظامی. ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی تو آب چشمهٔ حیوان و خاک غالیه بوئی. سعدی.
کلمات همقافیه با «غالیهبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر